وبلاگ ما

آخرین اتفاقات در کافه ما

۳-نگاهی کوتاه به نمایش «رابینسون و کروزوئه»

رابینسون و کروزو
عبداله باقری حمیدی
رابینسون و کروزو داستان دو خلبان از دو سوی جنگی است که هواپیماهایشان در میانه‌یِ دریایی سقوط کرده و خود را به جزیره‌ای کوچک و متروک می‌رسانند. کشمکش دراماتیک با سرعت آغاز می‌شود. دو خلبان با دیدن یکدیگر دست به نبرد می‌‍ز‌نند و مانند انسان‌های نخستین با چوب به زد و خورد می‌پردازند. نیروی فراوان یکی سبب پیروزی او می‌شود و دیگری را به درختی می‌بندد. گسترش نمایش به‌سرعت نشان می‌دهد که متن این نمایش با داستان رابینسون کروزوئه‌یِ «دانیل دفو» تفاوتی بنیادین دارد.
در ادامه‌، دو خلبان نمایش را با بازی‌های زبانی پیش می‌برند. پیشنهاد خلبان روس زبان برای گرفتن ماهی از دریا برای رفع گرسنگی‌ آن دو به یک بازی تبدیل می‌شود و بازی آن‌قدر ادامه می‌یابد تا فکر ماهی گرفتن فراموش می‌شود. هم‌چنین تلاش خلبان ترک‌زبان برای گرفتن موش شباهت بیشتری به یک بازی کودکانه دارد تا این‌که دو انسان گرسنه تلاش نمایند لقمه‌ای خوردنی به‌دست آورند. بازی‌های زبانی دو خلبان و تلاش‌شان برای معناسازی در واژه‌های موجود، طنز خوشایندی را فراهم می‌کند. رهبری بازی‌های زبانی، بیشتر بر عهده‌یِ خلبانِ ترک‌زبان است. پس خلبان روس‌زبان دنباله‌روی بازی‌های زبانی می‌شود و به‌کار بردنِ اصطلاح‌های ترکی در جاهای نامتعارف، سبب ایجاد فضایی بسیار خنده‌دار می‌گردد. به‌کار بردن سخن دستوری «تیکرار ایله» توسط خلبان روس‌زبان در گرماگرم گفتگوهای دو خلبان بر خنده‌یِ تماشاگران می‌افزاید. ادامه‌یِ بازی، فکرِ علیت در پدید آمدن رویدادها را از بین می‌برد. رفتن خلبان ترک زبان به داخل سازه‌ی سنگر مانند و بیرون آوردن فانوس نخست برای روشنایی شب مناسب به نظر می‌رسد، اما با گسترش نمایش تنها به یک ابزار بازی در زبان تبدیل می‌شود.

دو خلبانِ نمایش نیازی به رفع نیازهای فیزیکی از خود نشان نمی‌دهند. خوردن بیسکویت و نوشیدن آب و آب‌پرتغال گندیده برای ایجاد صحنه‌ای خنده‌آور است. بستن بند رختی در پشت بام از یک چوب به درخت، بدون هیچ دلیلی انجام می شود، سپس خلبان‌ها به شستن لباس های خود دست می زنند و از بند رختی آویزان می‌کنند تا لباس‌های نظامی خیس خشک گردد. این کار تمهیدی مناسب برای دور افکندن هویت نظامی است. خلبان‌ها در هویت جدید خود با لباس‌ زیر، بازی را ادامه ‌می‌دهند.
بیرون آوردن کیسه‌ای از داخل خانه روش بی‌دلیل و مناسبی برای گسترش بازی است. نخست، هر یک از دو مرد از داخل کیسه‌یِ بزرگ، پیراهنی را بیرون می‌کشد و می‌پوشد. سپس هر یک شلوارکی به تن می‌کند. در لباس‌های جدید دو مرد به دو شهروند تبدیل می‌شوند. یافتن رادیویی از داخل کیسه و روشن کردن آن فضای بسیار نویی را پدیدار می‌سازد. نخست مرد ترک زبان با شنیدن آهنگ‌های آذربایجانی می‌رقصد. یافتن پیراهن زنانه‌ای از داخل کیسه فکر زن را پیش می‌کشد. مرد ترک زبان پیراهن زنانه را در آغوش می گیرد و می‌رقصد. بعد مرد روس‌زبان پیراهن را در آغوش گرفته و رقص اشراف سده‌یِ نوزده را آغاز می‌کند. تصور زن با آن پیراهن و شنیدن موسیقی، فضا را سرشار از حس رمانتیکِ یادآوری کسان نزدیک می‌نماید. با دوربینی که از داخل کیسه پیدا کرده‌اند از خود عکس می‌گیرند. عکس‌های تازه‌گرفته‌شده، همسر و پدر و مادر را به‌یاد دو مرد می‌آورد. تماشای عکس‌ها و دیدن عکس وطن در عکس، اندیشه‌یِ بازگشت به وطن را در سخن هر دو پدید می‌آورد. با سرعت دو کرجی می‌سازند و آماده‌ی رهسپار شدن به سوی خانه می‌شوند. بازی‌های فراوان سبب شده بین دو مرد رابطه‌یِ عاطفی شدیدی پدید آید. دو مرد یکدیگر را به نشانه‌یِ دوستی در آغوش می‌کشند و نمایش به پایان می‌رسد.

واقعیت آن است که این نمایش در پرتو داستان‌هایی با چنین فرمی معنا می‌یابد. جولیا کریستوا به درستی نوشته است که هیچ متنی بدون پیش‌متن نیست و متن‌ها پیوسته بر اساس متن‌های گذشته بنا می‌شوند. برای فهم یک متن تنها توجه به روابط درون متنی کافی نیست، بلکه باید به رابطه‌یِ متن با دیگر متن‌های موجود نیز توجه کرد. کریستوا تاکید داشت که هر متنی در نسبت با متون دیگر است که وجود دارد. نمایشنامه‌یِ رابینسون و کروزو نیز در پیوند با نمایشنامه‌یِ فیلِک‌تی‌تیز (Philoctetes) از «سوفوکل» نخستین نمایشنامه‌ای است که در آن سرداری در جزیره‌یِ لمنوس (Lemnos) تنها رها می‌شود و ده سال تنها در جزیره می‌ماند. سرانجام گروهی به رهبری اودیسه به جزیره می‌روند تا فیلِک‌تی‌تیز را برگردانند تا به تیر او دروازه‌یِ شهر تروا باز شود. داستانِ دیگر در رمانِ رابینسون‌کروزوئه از «دانیل دفو» سرگذشت مردی را در یک جزیره به نمایش می‌گذارد. رمان دانیل دفو شهرت جهانگیری دارد.

«نینا دینترونا» و «جیاکومو راویجیو» (ایتالیایی) عنوان رمان «دانیل دفو» را که به یک شخص اشاره دارد، به نام دو نفر تبدیل کرده‌اند. نویسندگان ایتالیایی با گذاشتن دو خلبان در پشت بام سنگری متروک در وسط اقیانوس، درونمایه‌یِ مدرنی به داستان سالخورده داده‌اند. در نمایشنامه‌یِ رابینسون و کروزو موضوع‌هایی مانند جنگ، تفاوت‌های زبان، هویت، صلح، هنر و دوستی انسان‌ها برجستگی چشمگیری یافته است. دو خلبان با نبرد شروع می‌کنند، با هنر موسیقی و رقص به تعالی می‌رسند و پس از دوست شدن رهسپار وطن خود می‌شوند. این نمایشنامه‌ در روزگاری نوشته شده که روی زمین جایی دور از دیدرس دوربین‌ها یافت نمی‌شود. دو خلبان در فضایی غیرمعمول و باورنکردنی به هم برخورده‌اند تا سوژه‌های نوینی را به نمایش بگذارند. انتخاب این نمایشنامه در شرایط جنگی و به‌هم‌ریختگی آرامش در کشورهای خاورمیانه اهمیت فراوانی دارد. نمایشنامه بازی‌ خنده‌دار زبانی را وسیله‌ای کرده تا نشان دهد هویت‌های ساختگی برای انسانِ گرفتار، امروزه به‌سادگی قابل تغییر‌ است. دوری انسان‌ها از یکدیگر و ساختن ذهنیتی نادرست از انسان‌های دیگر، سبب پدید آمدن جنگ‌ها می‌شود. نمایشنامه ‌به‌خوبی نشان می‌دهد که راه دستیابی به صلح و دوستی میان انسان‌ها، ایجاد پیوند میان آن‌هاست.
در نمایش رابینسون و کروزو، صحنه مانند اجراهای پیشین تنظیم شده بود. حامد رسولی و سیروس مصطفی نیز نقش دو خلبان و دو مرد را به‌خوبی اجرا می‌کردند. گاهگاه در اجرا گسیختگی مشاهده می‌شد و این عامل شاید از تمرین کم دو بازیگر بوده باشد. تکرار چند حرکت آغاز نمایش نیز غیرضروری به نظر می‌رسید. چند میزانسن عالی هم در یاد تمام تماشاگران خواهد ماند: نبرد دو خلبان با رقص نور بسیار مناسب در آغاز نمایش، جستجوی هماهنگ خانه‌ توسط دو بازیگر و نشستن در پشت بام و تماشای عکس‌های خانوادگی صحنه‌های فراموش‌نشدنی این اجرا بود.
عکاس:آیدا تیمورلوئی

کپی رایت © تمامی حقوق برای سایت جشنواره محفوظ می باشد.