وبلاگ ما

آخرین اتفاقات در کافه ما

نگاهی به نمایش «زنگ برلین قسمت ۱»

برلین؛ فرو ریختن دیوار بین تئاتر و تماشاگر
اکبر شریعت
آزادی انتخاب کردن، یک عنصر مسلم آزادی و همان چیزی است که انسان را انسان می‌سازد.
آیزایا برلین
نمایش برلین به کارگردانی آریان رضائی همان‌طور که از عنوانش پیداست و همان‌طور که در بروشور نام نویسنده را آورده، نسبتی نزدیک با نمایشنامه‌ی محمد یعقوبی دارد، ولی در بند نمایشنامه نمانده و بسیار از آن فراتر می‌رود.

نمایشنامه‌ی یعقوبی یک تک بازی است. یک بازیگر(فرزاد استاد فلسفه) با کسی(همسر فرزاد) که خارج از صحنه(اتاق خواب) است بگو مگو دارد و در میانه‌های این بگومگوها مشغول تمرین مصاحبه‌ای‌ست که باید در مورد آیزایا برلین(فیلسوف بریتانیایی) انجام دهد.
آریان رضائی در برخوردی ابتکاری با متن، با اضافه کردن یک بازیگر دیگر اجرا را نه تنها از تک بازیگر بودن خارج می‌سازد بلکه با توسل به رویکرد تئاتر اشتراکی یک مجری و تماشاگران را نیز وارد دنیای نمایش کرده و ساختاری کاملا متفاوت از متن ایجاد می‌کند. جسارت رضائی در برخوردی این‌چنین با متن به خودی‌خود شایسته‌ی ستایش است و این ستایش زمانی دو چندان می‌شود که بدانیم هم اضافه کردن یک بازیگر و هم گفتگو با مخاطب و مهم‌تر از همه مشارکت دادن مخاطب در خلق اثر، به گونه‌ای بنیادین با درونمایه‌ی نمایشنامه و تفکرات آیزایا برلین ارتباط دارد.
آیزایا برلین به عنوان فیلسوفی که آرمان‌گرایی را منتهی به توتالیتاریسم می‌داند و در عین حال به عنوان متفکری که دغدغه‌ی آزادی دارد و آزادی در معنای لیبرالیزه شده‌ی آن را، مبتذل و عوامانه می‌داند در تاریخ اندیشه برای خودش جایگاهی خاص دارد. نمایش برلین با بهره‌گیری از آرای آیزایا برلین به فربه کردن نمایشنامه‌ی یعقوبی دست زده است. این مفاهیم در نمایشنامه‌ی یعقوبی نیز مستتر است(از جمله این‌که فرزاد به عنوان کسی که قرار است در مورد آیزایا برلین حرف بزند در رفتاری دوگانه آزادی همسرش را زیرسوال می‌برد!) ولی نمایش، با بیرونی کردن آن‌ها، فهم‌شان را برای مخاطب معمول، آسان‌تر ساخته است. مهم‌ترین استفاده از آرا و اندیشه‌های آیزایا برلین در نمایش برلین، دادن حق انتخاب به مخاطب در خلق نمایش است.

ساختار اشتراکی نمایش برلین برای مخاطب تبریزی این اجرا شاید جذابیتی مضاعف داشته باشد. تا جایی که من به یاد دارم در تبریز نمایشی با این ساختار به اجرا درنیامده است. حلاوت مشارکت در اجرای یک نمایش چیزی‌ست که مخاطب تبریز آن را نچشیده و بدیهی‌ست که شگفتی او را برمی‌انگیزد. این ساختار با بنیانی پلورالیزه و با رویکردی پلی‌فونیک هویت معمول مخاطب تئاتر را به عنوان تماشاگر صرف برهم زده و با مشارکت دادن او در اجرا به او هویتی آفرینشگر می‌دهد. در این حالت مخاطب تئاتر دیگر تماشاگر نیست. بل‌که او تماشاگری‌ست که توانایی آفرینش را هم دارد!
شاید اگر مسائل و مباحث مطرح شده درباره‌ی معضل مطرح شده در نمایشنامه، سمت و سویی کمی عمیق‌تر می‌یافتند، و اگر مجری/پرسشگر، کمی صمیمی‌تر و هوشمندانه‌تر با مخاطبان برخورد می‌کرد، حال و هوای سالن نمایش به مراتب صمیمی‌تر می‌شد. از کیفیت برخورد مجری با مخاطبان مشخص بود که مجری/بازیگر شناخت چندانی از مخاطب تبریزی خود ندارد. این مسئله صدالبته می‌توانست با تحقیقی میدانی از مخاطبان تئاتر تبریز، به نتیجه‌ای بهتر منجر شود. هر چند لازم است در این‌جا به طراحی صحنه‌ی هوشمندانه با استفاده از کمترین عناصر صحنه نیز اشاره شود. مبلی دو نفره برای مردی که در مورد آیزایا برلین لیبرال و کثرت‌گرا سخن می‌گوید و تختی یک‌نفره برای زنی که به خاطر عقاید شوهرش در را به روی او و خودش بسته است!
به هر حال تماشای اجرای برلین به کارگردانی آریان رضائی(نمایشی که به شدت با رویکرد صلح‌محور جشنواره هم‌خوانی دارد) یکی از اتفاق‌های خوب جشنواره‌ی تئاتر الف در روز اول به حساب می‌آید.

عکس: آیدا تیمورلوئی

کپی رایت © تمامی حقوق برای سایت جشنواره محفوظ می باشد.