وبلاگ ما

آخرین اتفاقات در کافه ما

نگاهی به نمایش یادداشت های یک مرد دیوانه قسمت ۱

یاداشت‌های یک مرد دیوانه
در حسرت داخل آن خانه…
ناصر مطلب‌زاده
به دو دلیل برای دیدن یاداشت‌های یک مرد دیوانه شوق بیشتری داشتم. یکی زبان ترکی نمایش و دیگری نیکلای گوگل. در مورد ضرورت به کارگیری زبان ترکی در تئاترجدی امروز تبریز و قابلیت‌های دراماتیکش سخن بسیار است که مجالی دیگر می‌طلبد اما در مورد نیکلای گوگل این سخن ازتورگنیف را یادآور می‌شوم که می‌گفت: «تمام نویسندگان روسیه از زیر شنل نیکلای گوگل بیرون آمده‌اند». بلسینکی(منتقد روسی) با تمامی سرسختی و اکراه‌اش در تایید دیگران، نیکلای گوگل را “پدر نثر روسیه” می‌نامد. گوگل نه تنها ادبیات رئالیستی روسیه را بنیان نهاد که بر فلوبر نویسنده‌ی جریان‌ساز فرانسوی نیز تاثیر ژرفی گذاشت. بسیاری از نویسندگان و چهره‌های درجه‌ی یک ادبیات جهان از تاثیر گوگل بر آثارشان سخن گفته‌اند.
یاداشت‌های یک مرد دیوانه، نمایش فروپاشی روانی کارمندی است که کار تحقیرآمیز تیز کردن مدادها و نوشتن نامه‌های اداری را به عهده دارد. نمایش از طریق روایت خود این کارمند، فرایند فروپاشی او را در منظر تماشاگران قرار می‌دهد. اضمحلال روانی این کارمند از بی‌نظمی‌هایش در کار و مشاهده‌ی چیزهای غیرمعمول مانند سخن گفتن و نامه‌نگاری سگ‌ها شروع و به توهم پادشاه اسپانیا بودن منتهی می‌شود. این نمایش که براساس داستانی است به همین نام، تلاشی است در نزدیک شدن به درون انسانی که از فرط استیصال در مواجهه با دنیای واقعی، به جهان ذهنی خود عقب می‌کشد. برای او واقعیت جهان بیرون در سن پطرزبورگ اوایل قرن نوزده، بیرحم، تحقیرآمیز و حسرت‌بار است. جامعه‌ای طبقاتی با بهره‌مندی‌های فراوان برای اقشار ممتاز و فقر و نکبت و حسرت برای فرودستان. این جامعه تعادل روانی شخصیت کارمند فرودست نمایش را به تدریج چنان در هم می‌شکند که او مجبور می‌شود از واقعیت بیرونی فهمی واژگونه داشته باشد. به‌طوری که فکر می‌کند رئیسش برای او می‌میرد و این در حالی است که رئیسش فقط در حد پرسیدن وضع هوا با او صحبت می‌کند. در مورد احساس دختر رئیسش هم هرچند مطمئن نیست اما شیفته‌ی او هم شده است.
در واقع، شخصیت کارمند فرودست نمایش با آن که از طبقه‌ی ممتاز و قدرتمند اجتماعی نفرت دارد، اما در یک تک‌گویی حسرتخوارانه، فاش می‌کند که چقدر دوست دارد جای آن‌ها باشد و حتی یک روز هم که شده داخل خانه‌ی بزرگ و اشرافی آن‌ها را ببیند و رفتار و سبک زندگی ثروتمندان را از نزدیک تجربه کند. او تصمیم می‌گیرد برای سر درآوردن از زندگی رئیسش به نامه‌هایی که سگ‌ها به هم نوشته‌اند دست پیدا کند. در این نامه‌هاست که او درمی‌یابد سوفی دل در گرو عشق مردی دیگر از طبقه‌ی ممتاز دارد و قرار است به‌زودی با او ازدواج کند. این خبر مرد را بیشتر درهم می‌شکند، به ویژه که سوفی در یکی از این نامه‌ها با تحقیر و تمسخر از او یاد می‌کند. باز هم منزلت و طبقه‌ی اجتماعی خوشبختی خودانگاشته‌ی او را نابود می‌کند. می‌توان گفت آگاهی او از بی‌فرجامی عشقش به سوفی، نقطه‌ی تعیین کننده‌ی نمایش است. این ناکامی او را بیشتر در توهم فرو می‌برد. او که همه‌ی موقعیت‌های خیالی خود را در دنیای واقعی از دست داده کاملا در فانتزی غوطه‌ور می‌شود. به طوری که نظم تاریخ یادداشت‌هایش به هم می‌خورد. او سرانجام خود را با پادشاه گم شده اسپانیا یکی می‌کند. وقتی او را به تیمارستان می‌برند، فکر می‌کند که به اسپانیا برده شده است. اسپانیا شاید از آن جهت معنادار باشد که دن‌کیشوت، متوهم‌ترین شخصیت ادبی را به خاطر می‌آورد. چه دن‌کیشوت و چه شخصیت نمایش یاداشت‌های یک مرد دیوانه چون نمی‌توانند برشرایط و مناسبات بیرونی تاثیری بگذارند، واقعیت‌های بیرونی را تابع جهان ذهنی خود می‌کنند.
علاوه بر متن قوی، نمایش به لحاظ کارگردانی محکم و حساب شده است. میزانسن، نور و حرکت‌ها سنجیده‌اند. بازی شوقی حسین‌اف به عنوان بازیگری که بیش از دو دهه این نقش را ایفا می‌کند طبیعتا محکم و حرفه‌ای است. بیان، میمیک و بدن کاملا در جهت سایکودرام حرکت می‌کند. ریتم و تمپوی مناسب اجازه نمی‌دهد اجرای تک نفره‌ی او تماشاگر را خسته کند. انرژی و مهارت شوقی حسین‌اف در به نمایش گذاشتن شخصیت سایکوز، همراه با طنز ظریف کلامی، به موقعیت تراژیک شخصیت جنبه‌های کمیک خاصی می‌بخشد. یاداشت‌های یک مرد دیوانه یکی از نمایش‌های خوب جشنواره‌ی بین‌المللی الف به حساب می‌آید.
عکس: آیدا تیمورلوئی

.

کپی رایت © تمامی حقوق برای سایت جشنواره محفوظ می باشد.